محمد مهرسام جانمحمد مهرسام جان، تا این لحظه: 13 سال و 3 ماه و 18 روز سن داره

یه دنیای جدید و زیباتر با تو

نیم سالگی

جمعه بیست و هفتم دی ماه مهرسام ما شش ماهه شد. دیگه عروسکم می​تونه غذا بخوره و دو سه روزه از لعاب برنج شروع کرده و از شنبه حریره بادام و فرنی هم اضافه شد. چون ماه​های اولیه​ی تولد  مهرسام سی ویک روزه بود، پنج​شنبه با هادی جون رفتم که واکسن شش ماهگی رو بزنیم اما گفتن که نمیشه بنابراین شنبه رفتم واسه ی واکسن و خدا رو شکر خیلی سخت نگذشت و پسرم موقع زدن واکسن فقط کمی گریه کرد و من بغلش که کردم آروم شد. موقع قد و وزن هم پسرک کلی شیطون شده بود مدام بر میگشت و پاهاش رو با دستاش میگرفت  مهرسام حسابی شیطون شده و مرتب سوژه​ی جدید می​خواد، وقتی از رو زمین بلندش می​کنیم یه اسباب​بازی با خودش برمی​داره. انگشت​های دستش رو مرتب باز و بس...
30 دی 1392

مروارید سفید مهرسام

 بله پسر ما  الان دو تا جوونه​ی سفید دندونی داره و دیگه آقایی شده برای خودش. خداروشکر این دوتا دندون اول رو خیلی سخت در نیاورد ، چند شبی بیقراری کرد اما  زمانی که دندون از تو لثه زد بیرون یواش یواش بهتر شد.   تو هفته ی گذشته پنج شنبه​ مامان و بابا و داداش اومدن پیشمون  و شنبه شب هم که شب یلدا بود و ما طبق معمول هر سال خونه​ی عمو( پدر شوهر عزیزم) بودیم و اولین شب یلدای آقا مهرسام رو  همراه با تولد عمو  جشن گرفتیم. البته پارسال مهرسام شب یلدا تو هفته ی  هشتم حاملگی تو شکم مامان​ش بود. دوشنبه شب هم  خونه داداش جلال مهمون بودیم و چهارشنبه هم خونه مریم جون و پنجشنبه ظ...
12 دی 1392
1